دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد خود افشا کن مداوا کردنش با من
بیاور قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره اخلاص دریا کردنش با من
به ما گو حاجت خود را اجابت میکنم آنی
طلب کن هرچه میخواهی مهیا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن


معنی فاصله ها چیست برایم بنویس.![]()
درد این واژه سرا چیست برایم بنویس
تو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ای
علت دوری ما چیست برایم بنویس
همه جا غرق دعا میشوم از آمدنت
معنی اشک و دعا چیست برایم بنویس
خون دل خوردنت از بار گناهان من است..
معنی شرم و حیا چیست برایم بنویس
مثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصیده آقا
مصرع از درس وفا چیست برایم بنویس
دست من را تو نگیری به زمین می افتم
حکمت دست شما چیست برایم بنویس
تو برایم بنویسی به یقین میفهمم
حرمت خون خدا چیست... برایم بنویس
.
از راه دور نوکر خود را صدا بکن.![]()
قدری به این سفیر خودت اعتنا بکن
تنها...شکسته...خسته و شرمنده ام حسین
مسلم غریب گشته برایش دعا بکن
این گرگهای سابقه داری که دیده ام
یوسف کشند...پیرهنی دست و پا بکن
بازار هم برو و برای محارمت
چندین قواره چادر مشکی سوا بکن
مسلم فدای تکیه به نی دادنت شود
آقا ن... ن... نیا و سفر را رها بکن
کوفه پر از مشاغل تلخ است حسین جان
فکری برای کوچه ی قصابها بکن...!..![]()
سلام من به محرم ، محرم گل زهرا / به لطمه های ملائک ، به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم به تشنگی عجیبش / به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش
سلام من به محرم به غصه و غم مهدی / به چشم کاسه خون و به شالماتم مهدی
سلام من به محرم به کربلا و جلالش / به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش
سلام من به محرم به حال خسته زینب / به بینهایت داغ دل شکسته زینب
سلام من به محرم به دست و مشک ابوالفضل / به ناامیدی سقا به سوز و اشک ابوالفضل
سلام من به محرم به قد و قامت اکبر / به خشک اذان گوی زیر نیزه و خنجر
سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم / به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم
سلام من به محرم به گاهواره اصغر / به اشک خجلت شاه و گلوی پاره اصغر
سلام من به محرم به احترام سکینه / به آن ملیکه که رویش ندیده چشم مدینه
سلام من به محرم به عاشقی زهیرش / به بازگشتن حر و خروج ختم به خیرش
سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش / به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش
سلام من به محرم به زنگ محمل زینب / به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب
سلام من به محرم به انتظار رقیه / به پای آبله بسته به چشم تار رقیه
سلام من به محرم به شور و حال عیانش / سلام من به حسین و به اشک سینه زنانش
سلام من به محرم به حزن نغمه هایش / به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش
کـــــــــــم بــاش
از کم بودنت نتــــــــرس
اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه
همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .
خبر از من داری؟…
خبر از دلتنگی های من چطور؟
و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…
خبرش رسیده که مرده اند؟
هیچ سراغ دلم را میگیری؟
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟
مچاله ام از دلتنگی؟
آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت…
خبرهای من به تو نمی رسد
